خرید بک لینک

همین عصری ک خوابیدم خوابم برد ، خواب 1 1 1 ، عجب آب و هوایی داشت ، عجب طبیعت و سرسبزی ...

انگار تنها بودم ، میخواستم سوار تاکسی بشم برم پارک ، راننده تا منو سوار کرد فهمید ایرانی ام فارسی صحبت کرد ، فهمیدم اونم ایرانیه ! راننده های اونجا با رمز ارز دلار تتر Usdt کار میکردن ! گفتم کرایه چقدر میشه ؟ فهمید غریبه ام و تازه اومدم گفت ۱۰ تتر ، بعد یه ایرانی دیگه کنارش نشسته بود گفت ۱۰ تتر هم ازت میگیره بهت راهنمایی میده !

اینو که گفت ناراحت شدم ، گفتم انگار شما همیشه دنبال کلاه گذاشتن سر همه و هموطناتون هستنید و حس کردم ۲۰ دلار برای رسوندن تا پارک و راهنمایی زیاد هست !

گفتم نمیخام اقا ، راهنمایی نخواستم ، من خدا رو دارم ، نیاز ب کسی نیست .

ولی عجب جایی بود ، هنوز اون آب و هوای استوایی با ابرهای سفید نازکی ک اومده بودن پایین رو درختا و اون حال و هوای یه جای دور و خارج بودن تو نظرم هست .


برچسبها: خواب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴۰۱/۱۲/۱۷ساعت 18:23&nbsp توسط بور و سفید  | 

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 21 اسفند 1401 ساعت: 18:12

صفحه بندی