حس خیلی 1 1 ، دیشب خواب دیدم نزدیک گلزار شهدا بودم ، یه دختر خانومی که فکر میکردم همسرمه همراهم بود و از مصاحبت باهاش لذت میبردم ، همینطور که باهم قدم میزدیم حرف میزدیم ، خیلی خوب بود ، میگفت فرشته ها از اسم تو خیلی خوششون میاد !
بعد هم انگار یه کارخوبی کرده بودم منو اونجا تو صدر مجلس نشونده بودن ، خودم میدونستم این مقام خیلی شایسته من نیست ولی خب ... بهرحال
برچسب:
نویسنده: بهنام حبیبی