خرید بک لینک

سال ۴۰۳ که رفتم تهران روز اول رو اختصاص دادم به نمایشگاه کتاب

سریع رفتم غرفه یمن چون هم دوست داشتم هم شنیده بودم هرکی بره عقیق یمن جایزه میدن .

عقیق و عقیق سفید یمن

ولی دیدم قرعه کشی هست ، اسم نوشتم ، تو کانالشون عضو شدم دیدم چه خوب، اسمم در اومده ‌!

بعد از چندماه اومد درخونه مون ، بازکردم یدونه عقیق نارنجی رنگ داخل یه پاکت بزرگ بود .

هبچ کاری نکردم ، براش رکاب درست نکردم .

بعد یمدت رفتم سراغش ، سر پاکته رو دادم پایین دیدم یه عقیق سفید یمن هم از داخلش در اومد عالی بود، دوتا فرستاده بودن

نقره هم خیلی گرون شده ، فعلا واجب نیست ، چندتا انگشتر دارم ، فیروزه ،،زمرد ، عقیق ، شرف الشنس که هرروز با لباسم ست میکنم .

بعدا تو یه فرصت مناسب براش رکاب درست میکنم .

دلم برای قم و حرم حضرت معصومه س تنگ شده ‌‌

برای حس و حال خوبش. بازارش ، سوهان ، خرید ‌

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

صفحه بندی