توخیابون درخت کاشته بودم تا میومد یکم بزرگ بشه و قد میکشید میدیدم کنده شده ، جالب بود هی درخت دوباره از پایین از همونجا که کنده شده بود جوانه میزد سبز میشد و دوباره قدمیکشید باز دوباره میدیدم کنده شده . چندبار هی تکرار شد . منم خیلی ناراحت و عصبانی میشدم که خدایا این کار کی هست ، تو فقط این ادم رو بهم نشون بده .
اول فکرکردم شاید کار بچه هست یا مامور پاکبانی شهرداری ک نمیخواد کارش سخت بشه این کار رو انجام میده .
یه شب کنار مغازه ای از سفارش برمیگشتم همسایه مون رو دیدم ، روحساب همسایه و بزرگتری بهش احترام میزاشتم .
بهم گفت این درختا رو شما میکاری ؟ گفتم بله طوری هست ؟
گفت من این درخت رو میکنم ! بهانه شم این بود که حساسبت ایجاد میکنه ! حالا فاصله این درخت تا خونه شون زیادبود و درختی که نزدیک خونه شونه واقعا حساسیت زا هست و دیگه از اون نوع درخت کاشت نمیشه .
ازش خواهش کردم به احترام همسایگی مون اون درخت رو که حالا دوباره باز یکم قدکشیده قطع نکنه ، خیلی خواهش کردم . ولی انگار فایده ای نداشت .
برام روشن شد که دفعه های قبل هم اون آقا قطع میکرده .
بدبن وسیله دیگه شناختمش .
روز آیندهش با فضای سبز شهرداری تماس گرفتم و گفتم آیا حق چنین کاری رو داره ؟ اونم که تازه منصوب شده بود ، گفت من میخواستم همه جای این شهر رو درخت بکارم ولی متاسفانه بعضی مردم نمیخوان .
گفت ظهر باهات تماس میگیرم میریم درخونه شون باهاش صحبت میکنیم . که دیگه تماس نگرفت .
خدا رو شکر بعد از اون ماجرا هنوز درخته هستش و دیگه قطع نکرده .
ولی دیدم جامعا نسبت بهش عوض شده و اون سلام و احترام سابق دیگه وجود نداره . خودشم خجالت میکشه .
خیلی جالب بود خودش با دست و پای خودش اومد و معرفی کرد .
ولی هرکی کار ناجوری انجام میده حواسش باشه فکرنکنه خیلی زرنگه بالاخره یه روز رسوا و دستش رو میشه .
برچسب:
نویسنده: بهنام حبیبی