خرید بک لینک
توخیابون درخت کاشته بودم تا میومد یکم بزرگ بشه و قد میکشید میدیدم کنده شده ، جالب بود هی درخت دوباره از پایین از همونجا که کنده شده بود جوانه میزد سبز میشد و دوباره قدمیکشید باز دوباره میدیدم کنده شده . چندبار هی تکرار شد . منم خیلی ناراحت و عصبانی میشدم که خدایا این کار کی هست ، تو فقط این ادم رو بهم نشون بده .اول فکرکردم شاید کار بچه هست یا مامور پاکبانی شهرداری ک نمیخواد کارش سخت بشه این کار رو انجام میده . یه شب کنار مغازه ای از سفارش برمیگشتم همسایه مون رو دیدم ، روحساب همسایه و بزرگتری بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 6:00

کتری استیل که گفته بودم رو گرفتم ، باهمون قیمت ک درتظرم بود بهم داد ، ۶۵۰ ت ، البته رفتم بازار. اونجا انصاف بیشتره ، ابنم بگم اونا ک گرون تر بود شکل متفاوت تری داشت ، یا بزرگتر بود یا سنگین تر خوب شد. بالاش جا واسه دمنوش و چای هم داره . کاش کلا انتخاب اینطوری بود، من همه چی با ازدواج مقایسه میکنم . درست نیست با کالا مقایسه کنم ولی ازنظر سهولت و راحتی اون دختری که تو ذهنت بود داشتن ، میدیدی ، بهاش رو میدونستی.

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

امروز رفتم اداره برق کار داشتم بادم اومد وقتی کوچیک بودم همیشه فکرمیکردم تو اداره برق کارمیکنم ، صمیمی نشدیم وگرنه بهشون میگفتم . خیلی به برق علاقه داشتم ، عشقم این بود یک لامپ کوچیک رو با با یه باطری یا چندباطری روشن کنم ، بارها این کار رو انجام میدادم و خسته نمیشدم . میومدم با سنگ نما و چسب خونه میساختم و لامپ رو میزاشتم و داخلش رو روشن میکردم . زمان گذشت من رفتم سمت کیت های الکترونیکی و ساختن بیسیم و دزدگیر و آژیر و ...

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

اینم از شاهکار مهندسی منتو دستشویی پنکه نصب کردم گرمم نشه این پنکه رو من تو زمستون خریدم ۱۰۰تومنگفت میچرخه ولی باطریش خرابه ، گفتم اشکال نداره بده ...خودم میدونستم کجا کاربرد داره ، مدتها دنبالش بودمبراش یه شارژر موبایل ارزون گرفتم تا با برق کارکنه دیگه باطری نخواد.البته یه پنکه بزرگتر به همین شکل بالا خریدم ک بادش تند بود اذیت میکرد .خیلی خوب شد . به لامپ وصل کردم بالامپ روشن میشه. سرراهش کلید گذاشتم که فقط تابستونا روشن کنمولی خب یه کاری بخوای انجام بدی کلی وقت درگیرش میشی.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

همیشه اولویت من شبکه خبر هست .اومدم اشپزخونه تلویزبون روشن کردم دیدم شبکه قرآن سخنرانی اقای عالی پخش میکنه . گفنم ببینم چی میگه دیدم درمورد جامعه قبل از ظهور صحبت میکنهخیلی خوب صحبت کرد ، اما اخرش بجای اینکه دست رو پشت پرده ی گرونی ها و فساد و افرادی که پشتش هستن بزاره و خواهان مبارزه با این افرادباشهبحثش رو برگردوند سمت بی حجابی و کم حجابی ، که دل مردم خون هست و فلان و بهمان . باید اینا رو تذکر بدن و جمعشون کنن.همه مون الان میدونیم حتی اون های هم که بی حجابن حق رو شناختن اکثرشون پای نظام و کشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

گفتم که یه سامانه ای راه انداختن واسه ازدواج ، شاید هرکی مورد خودش رو پیدا کنه .امروز دوباره یه خانمی تماس گرفت گفت موردی هست متولد ۶۳ و معلم هست‌ . منم مشخصات ظاهریش پرسیدم و گفتم چی برام مهم هست .مشخصات ظاهری رو معمولا نمینویسن . اما گفت پوستش روشنهگفت چشم رنگی میخوای ، گفتم این برام مهم نیست .گفت اگر خواستی پیگیری کنی برام پیام بزاربه نظرم ازدواج برای من الان و در این شرایط بیشتر باید شبیه یه معجزه باشه که احتمال وقوعش هرچند کم ولی ممکن هست .مثل باقی اتفاقات زندگیم که بعضی هاش شبیه معجزه میمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

اینجا جنوب هست ، تنها چیزی که میتونه به این گرما غلبه کنه داشتن روحیه و دلخوشی هست ، داشته باشی هیچی مغلوبت نمیکنه .تو گرما هم روحیه داری و میتونی کار انجام بدی ! من بوشهر بودم یادمه که چقدر موقع پایان خدمتم با روحیه و تو گرما دنبال کارهای ترخیص شدنم بودم و لذت میبردم . چون از درون داشت دلم خنک میشد . ولی اگه خدای نکرده ناراحت باشی ، تو دلت جهنم برپا مبشه !شاید حتی خودت هم علتش رو ندونی .ولی بخدا تو این گرما هم اگه روحیه و امید داشته باشی و شاداب باشی و از دورن بجوشی ، بهشت دنیا برات هویدا میشهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

یه زمانی میگفتن : خرج کن ، دنیا دوروزه ! از زندگیت لذت ببر ، بعضی ها هم تو بعضی پست هام نوشتن : دنیا دوروزه ، از فرداش کی خبرداره ؟ از زندگی لذت ببر ...ماهم گوش کردیم این تصیحت رو ، خرج کردیم و لذت بردیم . الان یه مشکل کوچیک پیش اومده !پولا تموم شده ولی ما هنوز زنده ایم .مشکل خیلی از توصیه ها اینه که قشنگن ولی کامل نیستن .ادمهایی که میگن فقط برای امروز زندگی کن معمولا درباره فردایی که قراره بیاد حرفی نمیزنن .درحالی که زندگی فقط امروز نیست .زندگی مجموعه ای از فرداهایی که دیر یا زود سراغت میاد .لادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

سال ۴۰۳ که رفتم تهران روز اول رو اختصاص دادم به نمایشگاه کتابسریع رفتم غرفه یمن چون هم دوست داشتم هم شنیده بودم هرکی بره عقیق یمن جایزه میدن . ولی دیدم قرعه کشی هست ، اسم نوشتم ، تو کانالشون عضو شدم دیدم چه خوب، اسمم در اومده ‌!بعد از چندماه اومد درخونه مون ، بازکردم یدونه عقیق نارنجی رنگ داخل یه پاکت بزرگ بود .هبچ کاری نکردم ، براش رکاب درست نکردم .بعد یمدت رفتم سراغش ، سر پاکته رو دادم پایین دیدم یه عقیق سفید یمن هم از داخلش در اومد عالی بود، دوتا فرستاده بودن نقره هم خیلی گرون شده ، فعلا واادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

خوابیدم خواب دیدم میخام با یه دختری ازدواج کنم ، من توخونه اون ها بودم ، حسی بهش نداشتم ، آدم های خوبی بودن ، هنوز مردد بودم . وضعشون خوب بود . توحیاط خونه شون کنار ماشینش بودیم ، دخترگفت بیا پیش بابام . گفتم باشه ، رفتم از یه جایی رد شدم و به جایی که باباش توهال پای سفره نشسته بود رسیدم ، سلام جانانه ای دادم و عذرخواهی کردم اومدم خونه شون ، سلامم رو خیلی خوب جواب داد و گفت : ما افتخار میکنیم .دامادمون وپسرعموم هم اونجا بودن . یکم نشستیم ، باخودم فکرمیکردم اگه یوقت بزنم زیر همه چی خیلی بدمیشه ، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 23:05

سلام ، پیامتون خصوصی بود نمیشد جواب داد و تایید کرد !تصمیم گرفتم اینجا جواب بدم ببینید .ممنون که وبلاگ من رو دنبال میکنید‌اولا درمورد پسرها زیبایی مطرح نیست و از اینکه فرزندتون تیره شده اصلا نگران نباشید ، به حرفای اطرافیان اصلا توجه نکنید ، اونا خودشونم متوجه میشن چیزی که پسر رو جذاب میکنه مرام و معرفتش همچنین هنر و خلافیت هاش هست ‌. اطراف ما هستن پسرایی که سبزه ان ولی ماشاءالله معرفت دارن و معلومات بالایی دارن ک آدم واقعا کیف میکنه باهاشون صحبت میکنه. خیلی هم احترام دارن.اما نظرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 22:55

بعضی چیزا زنجیروار به هم وصل هستن ، یعنی اگه یه جای اون زنجیره قطع بشه به نتیجه نمیرسه .مثلا برای ازدواج ، امادگی طرفین ، موجود بودن مورد مناسب ، حداقل وضعیت مادی ، همراهی و همکاری خانواده ها ، سلامت جسم و روحیکی از این ها نباشه با اخلال روبرو میشه .پ ن : چیزایی که واضح و مشخص هست، بعضی وقتا ادم شک میکنه .برای هرکاری یه چرخه ای وجود داره . نوشته شده در  جمعه ۱۴۰۴/۰۷/۱۸ساعت 6:31&nbsp توسط بور و سفید  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 22:55

تو محیط مجازی زیاد حجاب بحث برانگیز شده .من واقعا خودم دوست دادم بایکی که باحجاب و باایمان باشه ازدواج کنم ‌ .ولی آیا تحقق حجاب با زور ممکنه ؟ آیا وقتی حضرت علیه السلام ظهور میکنن با زور خانم ها رو باحجاب میکنن ! نه !حضرت میان باپیاده سازی عدالت و معنویات دل ها رو متوجه خدا میکنن و اونموقع هست که خانم ها با عشق حجاب میزارن و جدایی از احکام خدا براشون مشکل میشه . چون همه چیز رو در اطاعت از خدا میبینن .بنظرم ما الان باید خیلی خوشحال باشیم ، چون هرکی ظاهر واقعی خودش رو نشون میده و ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 22:55

من امروز برای انجام کاری رفتم شهردارییاد قبلا افتادم در مقابل کارمندان خانم اصلا راحت نبودم و کم رویی اجازه نمیداد صحبت کنم .خیلی حالت بدی بود . احساس خجالت حس بد و عذاب آوری داشت .اما امروز بدون یک ذره ناراحتی از حضور خانم ها و حتی رو در رو براحتی و بااعتماد به نفس زیاد حرف زدم . خیلی راحت .شایدحرفم برای خیلیا عجیب باشه ولی اون که کمرو بوده این حس رو درک میکنه و میدونه چی میگم.البته به نظرم سن که بالا میره این حالت کم کم ازبین میره .یکی از علت های ناموفق بودن ازدواجم خیلیش ب این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 22:55

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 22:55

صفحه بندی