خرید بک لینک

نامزد سابقم رو میگم ...

داشت از عرض خیابون عبور میکرد ...

یه نگاهی هم بهم انداخت. منم خودم رو قایم نکردم که حالا مثلا چشم تو چشم بشیم .

بهرحال اون جذابیتهایی واسم داشت که انتخابش کردم .

بعضی وقتا باخودم فکرمیکنم حالا که کسی رو پیدانکردم دوباره برگردم سمت خودش ! اما شروع مجدد این زندگی یعنی بیخیال همه ی چیزایی که دلمو میزد.

اما دقیقتر که فکرمیکنم میبینم کار درستی نیست . بیخود انهمه به خدا التماس نکردم که یجوری از هم جدا بشیم که هیچکس نتونه دوباره ما رو کنار هم بنشونه !

یعنی اینقدر ازش زده شده بودم . بله شاید اگه اون رفتارش رو تغییر بده و برای من اهمیت قائل بشه و اون چیزایی که من توذهنمه رو رعایت کنه بشه. هیچ چیز نشدنی نیست .

با این مورد قبلی بعید بنظر میرسه و خودمم زیاد تمایل ندارم. بهرحال ازموده را ازمودن خطاست.

من دنبال ازدواجم. نمیخوام زندگیم همینجوری حیف بشه . تا حالا هم مشکلات نذاشته. الان خداروشکر خیلی کمتر شده امیدوارم .

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: دوشنبه 25 آذر 1398 ساعت: 0:21

صفحه بندی