خرید بک لینک

دیشبم باز دوباره یه خواب بد دیدم .

خواب دیدم داشتم برای مراسم عقد و دختری که برام پسندیده بودن آماده میشدم .

نمیدونم چرا هنوز درست ندیده بودمش ! انگار مجبور بودم چون همه رو خبر کرده بودن و دیگه درست نبود من اونجا نباشم ! کلی به خودم لعنت میفرستادم میگفتم ای کاش قبلش بیشتر باهاش صحبت میکردم و میدیدم تا اگه دوست نداشتم اجازه نمیدادم به اینجاها برسه .

پ ن : هروقت تصمیمم برای ازدواج جدی تر میشه و به خودم میگم باید از سختگیریام کم کنم اینجور خوابا میبینم ! من دوست ندارم شرمنده خودم و دیگران بشم .

برچسب: نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:13

صفحه بندی