یادمه وقتی تو شهر خودمون دنبال یه دختر خوب و دلخواه میگشتم ، یه موسسه ای وجود داشت ، خانمی مسئولش بود .
خلاصه اونموقع ده تومنی دادم و مشخصاتم رو نوشت .
خانم خوبی بود ، تو دفترش کلی معجون و اینچیزها درست کرده بود میفروخت !
پرسیدم برای چیه ؟ گفت این معجون ها طبعشون گرمه ، میدیم زن و شوهرایی که باهم رابطه شون خوب نیست بخورن ب هم میل پیدا کنن
برچسب:
نویسنده: بهنام حبیبی