1 از صبح میرفتم بیرون ، عصربرمیگشتم ناهار میخوردم بیداربودم تا موقع شام میشد. شامم میخوردم تا حدود دوازده بیدار بودم بعد میخابیدم ! صبح واسه نماز پامیشدم دوباره بعدازنماز تا ۹میخابیدم دوباره میرفتم بیرون ، اصلا کسل و خوابالود نمیشدم ! امروز خیلی سختم بود ، وقت نماز ظهرخوابم می امد ، نتونستم جلوی خودمو بگیرم ، یه چرت ده دقیقه ای زدم پاشدم هرطور بود نماز رو خوندم رفتم واسه ی ناهار . بعد ناهار هم ک اینجا ادم سریع خوابش میره ... اینجا انگار هوا سنگینه ...
تو مترو بایکی آشناشدم ، میگفت کلا شیراز و استان فارس اینطوره و فقط بخاطر هواشه ! اونجا وفتی ناهار میخوری انگار تیرخوردی سریع میخوابی . من گفتم شاید بخاطر روغن هست که زباد رو غذا میریزیم و چربی ... خیلی مطالعه داشت ، سریع رد کرد ... گفت نه پس چرا عرب ها ک آنقدر روغن رو غذا میریزن و زیاد غذا میخورن اینطور نیستن ! اون میگفت من کتاب های قطور رو میام تقسیم بندی میکنم و در عرض چندماه کامل میخونمش . راجع ب همه کشورها اطلاعات زبادی داشت مخصوصا اطراف خودمون.
برچسب:
نویسنده: بهنام حبیبی