بعد از مدت ها دوباره احساس تنهایی میکنم .
حس میکنم به یه نفر نیاز دارم بیاد با هم زندگیمون رو سرو سامون بدیم ، خیلی حوصله م سررفته و انگار موضوعی واسه دلخوشی وجود نداره ! البته من سعی میکنم اینطور نباشه و وجودم رو وابسته ب شخص دیگری نکنم ! اما فطرت آدم میگه باید یه نفر باشه که آدم وجودش رو صرف اون و زندگی کنه .
این حالت میتونه خیلی بدباشه ، چرا که ادامه دار شدن این حال ممکنه آخر و عاقبت خوشی نداشته باشه ! اومدن یه شخص که وصله تن آدم نیست ، ممکنه بسیار بد و زیان بار باشه ! چیزی که من یکبار به طرز وحشتناکی تجربه کردم و هنوزم تاوانش رو پس میدم.
ولی خب اون تجربه بدی بود که امیدوارم دیگه هیچوقت تکرار نشه ! الان تجربه و پختگی من بیشتره !
قسمت آدم هم خیلی تاثیرگذاره ، ببینم اصلا قسمت هست یا نه ! یا اون که باید سرراهت قرار میگیره ؟! افرادی هم ممکنه مدنظر باشن ولی دیگه به هردلیل نمیشه پیشنهاد داد ، باید دید دست تقدیر روزگار چی بر سر راه ادم قرار میده .
برچسب:
نویسنده: بهنام حبیبی