
کوچیک ک بودیم هرروز دلمون رو با یه چیزی خوش میکردیم و شاد بودیم ، اما الان خیلی اینطور نیست ، یعنی میخام از این ببعد باز ب دورانی برگردم ک دلخوشی های هرچند کوجیک داشتیم .مثلا اون موقع مدرسه میرفتیم میگفتیم عصر میخایم بریم سینما ، یا میریم ته آتر . یا مثلا فردا پنج شنبه اس زنگ اخر ورزش داریم و دیگه درس نیست ، بازی میکنیم و دلمون خوشه . یا ب امید جمعه و ی صحرا رفتن ساده دلمون شاد بود .یا مثلا هوا ک ابری میشد و بارون میومد تا کلی وقت شاد و خوشحال و سرحال بودیم و کیف میکردیم.اما اینمد...
ادامه مطلب
به نظرم هرچی زندگی کردن ها و شادی و خوشی های آدم به تاخیر بیفته اجل و مرگ انسان نیز به تاخیر خواهد افتاد ، حالا اینو من چندبار تو وبلاگم یادداشت کردم که هروقت پیمانه مال پربشه پیمانه عمر نیز پرخواهد شد . شاید برای همه صدق نکنه .به خودم ک نگاه میکنم میبینم پیرنشدم علتش رو تو این میبینم !خب من خیلی از مواهب زندگی رو استفاده نکردم و بهره مند نشدم ، حالا به خیلی از دلایل ، یا دیگران اومدن محروم کردن یا بعضی چیزها رو خودم برای خودم حرام کردم .درکل تااین سن استفاده ای ک خیلی ها بردن رو من از زندگی نبردم .تو نمازخونه ترمینال کاراندیش شیراز نشسته بودم ازم پرسیدن چندسال داری ؟ گفتم ولی باورشون نشد ! همینجور میزدن ب تخته ک تو خیلی خوب موندی !دلیلش رو این میدونم ک من تو خیلی موارد خودم رو الوده نکردم و...
ادامه مطلب
زندگی به شرط حیات یک روز یا دو روز نیست !منظورم اینه که چطور روزها و سال ها را با امید سپری کنی .در طی این مسیر (زندگی) اتفاقات بد یا خوب زیادی برای انسان رخ میده . این که چطور آدم خودش رو حفظ کنه، امیدوار بمونه ، با وجود مشکلاتی که براش پیش میاد دلسرد و ناامید ، افسرده و داغون نشه خودش خیلی هنرمنده ! (کاش بد نشود آخر این قصه ی ما)بهرحال ما داریم راهی رو طی میکنیم که غصه ها و ناکامی هاش بیشتر از خوشیا و امیدواری هاشه !باید بگم خیلی سخته آدم بتونه همینطور امیدوار بمونه و آخرش رو کسی ندیده و نمیدونه چطور میشه ! شاید نباید به پایان فکرکرد ! شاید پایان همین امروز باشه .گذر زمان بعضی روزا به آدم خیلی فشار واردمیکنه !بعضی روزا راحت تر میگذره .بعضی روزا هم با خوشی و امیدواری !باید صبور و پایدار به ...
ادامه مطلب
برنامه زندگی پس از زندگی قبل اذان مغرب از شبکه ۴ درحال پخشه ! مشاهدات یه خانمی که در اثر کرونا رفته بود اون دنیا و برگشته بود رو نشون میداد. میگفت من از اون بالا میدیدم دوتا خانم واسه مرگ من دعا میکردن ! بدون اینکه بهشون بدی کرده باشم ... فقط از روی حسادت ...میدونست کیه ومیگفت هنوزم نتونست...
ادامه مطلب